سیدمحمدتقی خوانساری؛ فقیه مجاهد در عرصه علم و عمل سیاسی
سیدمحمدتقی خوانساری در زمره علما و مجاهدانی بود که علیه اشغال عراق توسط نیروهای انگلیس در جنگ جهانی اول و سپس در انقلاب ۱۹۲۰ عراق (ثورة العشرین) قیام کردند.
خبرگزاری تسنیم ـ محمد ملکزاده؛ آیت الله سیدمحمدتقی خوانساری مجاهدی است که جهاد را همزمان در دو عرصه علم و عمل و مقابله با سلطه اجانب بر سرزمینهای اسلامی تجربه کرد. وی یکی از ارکان مراجع ثلاث (خوانساری، حجت، صدر) و از رهبران مذهبی ـ سیاسی قرن چهاردهم هجری بود که هم در خط مقدم جهاد مسلحانه علیه استعمار انگلیس در عراق و هم در میدان هدایت اجتماعی و سیاسی ایران نقشی تعیینکننده ایفا کرد. او نمونهای از پیوند تجربه عملی مقاومت با هدایت سیاسی مرجعیت دینی است؛ پیوندی که در تاریخ معاصر شیعه، اثرات عمیقی بر استقلال دو کشور اسلامی ایران و عراق و تحرکات سیاسی علمای دین گذاشت.
آیتالله العظمی سیدمحمدتقی خوانساری (1305 – 1371ق) از اعلام و مراجع برجسته شیعه در نیمه نخست قرن چهاردهم هجری و از اهالی شهر خوانسار بود. تحصیلات ابتدایی را در خوانسار آغاز کرد و سپس برای تکمیل علوم دینی به اراک و نجف رفت. وی در حلقههای درس بزرگان نجف، بهویژه در محضر آخوند خراسانی و میرزا محمدتقی شیرازی، به اجتهاد رسید و به دلیل تسلط بر فقه، اصول و ادبیات عرب، در جوانی جایگاه علمی شاخصی یافت. پس از رحلت آیتالله نائینی و آیتالله حائری یزدی، سیدمحمدتقی خوانساری، بههمراه آیات عظام حجت کوهکمرهای و سید صدرالدین صدر، مراجع ثلاث قم را شکل داد. آنان مسئولیت هدایت حوزه و مرجعیت را در شرایط حساس دوران پهلوی دوم بر عهده گرفتند. در ادامه حیات سیاسی و مبارزاتی سیدمحمدتقی خوانساری را مرور میکنیم.
مقابله با حضور استعمار انگلیس در عراق (جنگ جهانی اول و ثوره العشرین)
سیدمحمدتقی خوانساری در زمره علما و مجاهدانی بود که علیه اشغال عراق توسط نیروهای انگلیس در جنگ جهانی اول و سپس در انقلاب 1920 عراق (ثورة العشرین) قیام کردند.
با آغاز جنگ جهانی اول و پیشروی نیروهای انگلیسی به بصره، حوزه نجف به کانون بسیج دینی علیه اشغال بدل شد. با صدور فتاوی جهاد و حضور میدانی در جبههها، وی در کنار رهبرانی چون میرزا محمدتقی شیرازی و سید ابوالحسن اصفهانی به سازماندهی مقاومت پرداخت. خوانساری، در آن زمان از طلاب جوان ولی پرشور نجف بود که به همراه جمعی از علما و مجتهدان، با پوشیدن لباس رزم در کنار مجاهدان عراقی به دفاع از سرزمین اسلامی عراق و مدفن تعدادی از خاندان اهل بیت (ع) پرداخت. او در جریان این نبرد مجروح شد و پس از استیلای نیروهای بریتانیا بر بخشهایی از عراق، به اسارت درآمد. انگلیسیها وی را بهمدت چهار سال به سنگاپور ـ که در آن دوره جزو مستعمرات شرق آسیایی بریتانیا بود ـ تبعید کردند. این تجربه تبعید در حافظه سیاسی او ماند و در مبارزات بعدیاش علیه سیاستهای استعماری در ایران بازتاب یافت.
کنش سیاسی و اجتماعی در ایران
پس از بازگشت به ایران و استقرار در قم، خوانساری مسیر مرجعیت را با رویکرد فعال سیاسی و اجتماعی پی گرفت. ویژگی بارز او در این دوره، استمرار همان روحیه مقاومت، اما در قالب مبارزه عمیق فرهنگی ـ فقهی علیه نفوذ بیگانگان و سیاستهای ضددینی است. سیدمحمدتقی خوانساری فقه را ابزار حیات امت میدانست و بر «وظیفهگرایی» در برابر سلطهطلبی قدرتهای خارجی و نیز دفاع از مفاهیمی همچون «آزادی»، «استقلال» و «احیای عزت مسلمین» پای میفشرد و بر همین اساس در برابر برخی اقدامات رژیم محمدرضا پهلوی موضعگیریهای صریح داشت. برخی از مهمترین فعالیتهای سیاسی او در ایران عبارتاند از:
1. حمایت از اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه مبنی بر نظارت پنج نفر از علمای طراز بر مصوبات مجلس شورای ملی ایران. این اصل با تلاش شهید شیخ فضل الله نوری برای صیانت از تصمیمات مجلش شورا در متمم قانون اساسی مشروطه گنجانیده شد و سیدمحمدتقی خوانساری از مدافعان جدی آن بود.
2. حمایت از فدائیان اسلام در مواضع دفاعی آنان از هویت و شریعت اسلام.
3. پشتیبانی از نهضت ملی شدن صنعت نفت بهرهبری آیتالله کاشانی و دکتر مصدق، بهعنوان تلاشی برای پایان دادن به سلطه اقتصادی انگلیس و قطع نفوذ بیگانگان از کشور. وی در این مقطع، با ارتباطات محدود اما مؤثر با ملیگرایان مذهبی و علمای خارج از ایران، همگرایی جهان اسلام را پیگیری میکرد.
4. صدور فتوا به وجوب مشارکت در هفدهمین انتخابات مجلس شورای ملی (1331ش)، در شرایطی که انتخابات به صحنه مهمی برای ابراز اراده مردم در برابر سلطه استعمار بر ایران تبدیل شده بود. با حمایت گسترده ایشان و آیتالله کاشانی، در تهران میزان مشارکت مردم در این انتخابات به شدت افزایش یافت و نامزدهای جبهه ملی برنده تمام دوازده کرسی تهران شدند.
5. مخالفت آشکار با سیاست کشف حجاب رضاخان و استمرار این موضع در برابر جلوههای ترویج بیحجابی در عصر پهلوی دوم.
6. حمایت صریح از مردم فلسطین در پی اشغال سرزمینشان توسط رژیم صهیونیستی پس از جنگ جهانی دوم، این اقدام آیتالله خوانساری نیز در فضای سیاسی وقت تاثیرات زیادی نسبت به آگاهی مردم از ماهیت اسرائیل غاصب بر جای گذاشت.
7. تلاش برای رفع مشکلات اقتصادی ناشی از اشغال ایران توسط متفقین
در دو جنگ جهانی اول و دوم، ایران با وجود اعلام بی طرفی در جنگ به اشغال درآمد که یکی از پیامدهای آن بروز قحطی گسترده در ایران بود. در سال 1323ش، پس از اشغال بخشهای مرکزی ایران توسط قوای متفقین و بروز خشکسالی و قحطی شدید، مردم قم از آیتالله خوانساری خواستند که نماز استسقاء اقامه کند. ایشان با اجابت خواسته مردم، سه روز پیاپی به همراه هزاران نفر از مردم به بیابان اطراف قم رفت و نماز باران را اقامه کرد.
در سومین روز، بارانی شدید باریدن گرفت و چنان فضای قحطیزده را دگرگون کرد که حتی نیروهای خارجی مقیم منطقه را شگفتزده نمود. این رخداد بازتاب وسیعی در مطبوعات آن روز داشت و بعدها در اشعار و مراثی شاعران معاصر بازآفرینی شد.
مبارزات ضد استعماری برای حفظ استقلال سایر کشورهای اسلامی
مبارزات و تلاشهای ضد استعماری آیتالله سیدمحمد تقی خوانساری علاوه بر ایران و عراق در سایر مناطق اسلامی نیز جریان داشت. یک نمونه از این تلاشها، درخواست ایشان از شورای امنیت سازمان ملل جهت تامین آزادی انتخابات مسلمانان کشمیر برای تعیین سرنوشت سیاسی آنان بود. آیتالله خوانساری در 22 بهمن 1329 شمسی در نامهای به شورای امنیت، از این شورا خواست به نام عدالت و انسانیت، مسلمانان کشمیری را از قید بندگی نجات دهند تا آنان آزادانه بتوانند نسبت به مقدرات خود تصمیمگیری کنند.
مرجعیت شیعه در سده اخیر دو وظیفه همزمان داشته است: صیانت هویتی و مقاومت سیاسی. سیدمحمدتقی خوانساری نمونه کامل هر دو بعد بود. به یقین در حافظه تاریخ مبارزاتی روحانیت شیعه، سیدمحمدتقی خوانساری به عنوان مرجعِ شجاع و قهرمانِ ضد استعمار شناخته میشود. او تجربه جهاد مسلحانه را با زعامت دینی و فرهنگی پیوند زد. شخصیت وی، بهعنوان فقیهی که هم جبهه جنگ را تجربه کرده و هم کرسی مرجعیت را، نشاندهنده الگوی واقعی مرجعیت شیعه در جهان اسلام است. این تجربه ترکیبی از مبارزه ضد استعمار، هدایت سیاسی، و کنش اجتماعی دینی در تاریخ معاصر ایران و عراق، جایگاه ویژهای برای او در حافظه تاریخ پرافتخار حوزه و روحانیت و جامعه اسلامی پدید آورد.
انتهای پیام/