زخمهای عمیق بر پیکر بحرانی جنگلهای هیرکانی/ وقتی چشمانداز سبز شمال دود میشود!
جنگلهای هیرکانی، این میراث سبز و کهن شمال، این روزها حال و روز خوشی ندارند. بهرهبرداریهای غیرمجاز، تغییر کاربریهای گسترده، چرای بیضابطه دام و آتشسوزیهای فصلی، تکهتکه از این بهشت طبیعی را میسوزانند و چشمانداز سبز را به دود تبدیل میکنند.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، جنگلهای هیرکانی، این میراث سبز و کهن که میلیونها سال در پهنه شمال ایران گسترده شدهاند، بیش از آنکه تنها مجموعهای از درختان و رویشگاههای طبیعی باشند، ریشههای زنده تاریخ و حافظان تنفس یک سرزمیناند. این جنگلها با گسترهای از گونههای کمیاب گیاهی و جانوری، در کنار رودها و چشمههای پرآب و زمینهای حاصلخیز، بهشت طبیعی مازندران و سرمایهای برای کل ایران به شمار میآیند. رطوبت مهآلود صبحگاهی، بوی خاک بارانخورده، و سایههای بلند درختان بلوط، راش و ممرز، نه تنها بخشی از زیبایی بصری این جنگلهاست، بلکه یادآور هزاران سال پایداری طبیعت در برابر دگرگونیهای اقلیمی و انسانی است.
اما این میراث بیبدیل که بهعنوان گنجینهای جهانی در فهرست یونسکو نیز به ثبت رسیده، امروز با چالشهای بیشماری دست و پنجه نرم میکند. فشار ناشی از بهرهبرداری بیرویه از منابع طبیعی، چرای بیضابطه دام، تغییر کاربریهای غیرمجاز برای ویلاسازی و کشاورزی، و در سالهای اخیر آتشسوزیهای گسترده، بخشی از پیکره این جنگلها را زخمی کرده است. در کنار این تهدیدها، کاهش سطح آبهای زیرزمینی و تغییرات اقلیمی نیز سرعت تخریب این ذخیرهگاه ارزشمند را دوچندان کردهاند. برای مردمان مازندران که زندگیشان از دیرباز با این جنگلها گره خورده است، نابودی این پهنه سبز نه تنها به معنای از دست رفتن منابع طبیعی، بلکه به منزله فروپاشی هویت فرهنگی و تاریخی است.
در چنین شرایط خطیری، ضرورت حفاظت و احیای جنگلهای هیرکانی بیش از هر زمان دیگری به چشم میآید. دیگر صرفاً نگاه دولتی یا برنامهریزی کاغذی پاسخگو نیست، بلکه آموزش گسترده، آگاهسازی عمومی و مشارکت مستقیم جوامع محلی کلید اصلی نجات این زیستبوم به شمار میرود. در همین راستا، مازندران بهعنوان قلب جنگلهای هیرکانی، امروز صحنه اجرای طرحهای متعددی در حوزه جنگلداری حفاظتی شده است؛ طرحهایی که هدفشان نه فقط جلوگیری از تخریب، بلکه بازگرداندن روح تازه به این جنگلهای کهن است.
این برنامهها شامل اقداماتی گسترده است: از کاشت گونههای بومی مقاوم در برابر تغییرات اقلیمی تا ایجاد سامانههای پیشرفته برای پایش و مهار آتشسوزیها؛ از کنترل برداشت غیرمجاز چوب و برخورد قانونی با متخلفان تا آموزش کشاورزان و روستاییان در خصوص بهرهبرداری اصولی از منابع. کارشناسان منابع طبیعی بارها تأکید کردهاند که بدون همراهی مردم محلی، هیچ طرح حفاظتی به نتیجه نخواهد رسید. آنان که هر روز در دل جنگلها زندگی میکنند، بهتر از هر فرد دیگری ارزش این نعمت الهی را درک میکنند و مشارکتشان تضمینکننده آیندهای روشن برای این رویشگاههاست.
همزمان، مدارس و سازمانهای مردمنهاد محیطزیستی در مازندران به میدان آمدهاند تا نسل جدید را با مفهوم «حفاظت» آشنا کنند. کودکان و نوجوانان، که فردا وارثان واقعی این میراث خواهند بود، امروز در قالب برنامههای آموزشی با اهمیت جنگلها و شیوههای نگهداری از آنها آشنا میشوند. این آگاهیسازی ریشهای، امیدی تازه برای آیندهای است که در آن انسان و طبیعت نه در تقابل، بلکه در تعامل و همزیستی پایدار زندگی کنند.
جنگلهای هیرکانی تنها یک مجموعه طبیعی نیستند؛ آنها روایتگر داستانی طولانی از همزیستی بشر و طبیعتاند. امروز، هر درخت ایستاده در این جنگلها همچون سندی است بر تاریخ حیات، و هر شاخهای که میشکند هشداری است برای ما که مسئولیت بزرگی در برابر نسلهای آینده داریم. اگر امروز دست به دست هم ندهیم و این گنجینه سبز را پاس نداریم، فردا چیزی جز خاطرهای محو از مه جنگلهای شمال برای فرزندانمان باقی نخواهد ماند.
اما و اگرهای طرحهای جنگلداری
در دل مهگرفتهی صبحگاهی، وقتی هنوز خورشید بهسختی از لابهلای شاخههای بلند و درهمتنیده جنگلهای هیرکانی سرک میکشد، صدای قدمهای جنگلبان روی برگهای خیس شنیده میشود. او سالهاست که با این جنگل نفس میکشد، هر درخت برایش خاطرهای دارد و هر صدای پرنده یا خشخش شاخهها، زبان آشنای طبیعتی است که روزگارش را به آن گره زده است. در گفتوگویی که با او داشتیم، چشمانش پر از برق و صدایش پر از صلابت بود؛ گویی خود را نگهبان میراثی میدانست که ریشه در اعماق تاریخ دارد.
او با نگاهی عمیق به درختان کهنسال اطرافش گفت: وقتی این درختان قدیمی هیرکانی را میبینم، درختانی که شاید صدها سال عمر کردهاند و نسل به نسل پابرجا ماندهاند، احساس میکنم با چیزی فراتر از طبیعت روبهرو هستم؛ انگار با بخشی از تاریخ زنده ایران ایستادهام. همین دیدن کافی است تا تمام خستگیهایم فراموش شود و انگیزهای تازه پیدا کنم که بیشتر برای حفاظت تلاش کنم.
او مکثی کرد و ادامه داد: طرحهای جنگلداری که این روزها اجرا میشوند، فقط برنامههای اداری یا حفاظتی خشک نیستند. برای ما جنگلبانها، این طرحها یعنی فرصتی دوباره برای نفس کشیدن جنگل. یعنی اینکه میتوانیم جلوی دستهای سودجو را بگیریم، میتوانیم آتشسوزیها را مهار کنیم و حتی درختان تازهای بکاریم که جای خالی درختان قطعشده را پر کنند. هر نهالی که امروز میکاریم، نه فقط برای ما، بلکه برای فرزندان و نوههایمان است؛ برای نسلی که باید بداند این جنگل چه ارزشی دارد.
او با صدایی آرامتر اما پر از احساس گفت: من باور دارم که اگر نسل بعدی را با اهمیت جنگلهای هیرکانی آشنا کنیم، اگر بچهها و نوجوانان یاد بگیرند که این درختان بخشی از زندگیشان است، هیچکس جرئت نخواهد کرد به آنها آسیب بزند. ما جنگلبانها فقط نگهبان امروز نیستیم؛ ما پلی هستیم میان گذشته و آینده. وظیفه ماست که این میراث را همانطور که از نیاکانمان تحویل گرفتیم، دستنخورده و پرشکوه به نسلهای آینده بسپاریم.
سخنانش، میان سکوت جنگل و آواز پرندگان، رنگی از حقیقت داشت؛ حقیقتی که نشان میداد عشق به طبیعت در دل کسانی که سالها از آن محافظت کردهاند، نه یک وظیفه اداری، بلکه بخشی جداییناپذیر از زندگی و هویتشان است.
زخمهایی عمیق بر پیکر جنگلها نشسته است
وقتی صحبت از جنگلهای هیرکانی به میان میآید، ذهن بسیاری به سمت درختان سر به فلک کشیده، سایههای خنک تابستانی و مناظری میرود که آرامش را به روح میبخشد. اما واقعیت این روزها چندان خوشایند نیست. در پسِ آن همه زیبایی، زخمهایی عمیق بر پیکر جنگلها نشسته است؛ زخمهایی از جنس قطع درختان، آتشسوزیهای بیامان، چرای بیضابطه دامها و تغییر کاربریهایی که هر روز گوشهای از این میراث کهن را به زمین بایر یا ویلاهای تازهساز بدل میکنند.
در میان این شرایط، یکی از فعالان محیط زیست که سالها در خط مقدم حفاظت از طبیعت بوده، با نگرانی از حال ناخوش جنگلها سخن گفت. او با نگاهی پر از حسرت به درختانی که تنههای زخمیشان حکایت از سالها بیمهری دارد، تصریح کرد:این اقدامات فقط محدود به حفاظت فیزیکی نیست. اگر بخواهیم واقعاً جنگلها را نجات دهیم، باید فراتر از بریدن دست متجاوزان حرکت کنیم. ما تلاش کردهایم آموزش مردم را در اولویت قرار دهیم، چون بدون آگاهی و حس مسئولیت اجتماعی، هیچ حفاظتی پایدار نخواهد بود.
او ادامه داد: وقتی به روستاها میرویم و با مردم محلی صحبت میکنیم، میبینیم بسیاری از آنان نه از سر دشمنی، بلکه از سر ناآگاهی به جنگل آسیب میزنند. وقتی کشاورزی یاد بگیرد که چگونه بدون تجاوز به حریم جنگل امرار معاش کند، وقتی کودکی در مدرسه بفهمد این درختان بخشی از زندگی آینده او هستند، نگاهها تغییر میکند. این همان جایی است که آموزش معنا پیدا میکند و جنگل از یک منبع صرفاً اقتصادی به یک هویت مشترک بدل میشود.
این فعال محیط زیست سپس به بعد دیگری از اقداماتشان اشاره کرد؛ بعدی که کمتر دیده شده اما میتواند روزنهای تازه برای نجات جنگلها باشد: ما در این سالها تلاش کردیم فرصتهای گردشگری پایدار را معرفی کنیم. وقتی مردم ببینند که جنگل سالم میتواند درآمدی پایدار از راه گردشگری به همراه داشته باشد، دیگر بهسادگی به فکر تخریب یا سودجویی نمیافتند. گردشگری طبیعی اگر درست و علمی مدیریت شود، هم به اقتصاد محلی کمک میکند و هم به حفاظت از جنگلها.
سخنان او همچون آیینهای بود که تصویر واقعی جنگلهای شمال را پیش چشم میکشید؛ تصویری که در آن، سبزی و طراوت هنوز زنده است، اما با هر باران اسیدی، هر تبر ناآگاهانه و هر آتشسوزی مهیب، تکهای از آن رو به خاموشی میرود. حال ناخوش جنگلهای هیرکانی را میتوان در سکوت تنههای افتاده، در دود برآمده از آتشهای تابستانی، و در چشمان نگران فعالانی دید که سالهاست برای نجات این میراث بیبدیل میجنگند.
فناوریهای نوین برای پایش الکترونیکی جنگلها
امروز دیگر حفاظت از جنگلهای هیرکانی تنها با روشهای سنتی ممکن نیست. گستردگی این جنگلها، پیچیدگی زیستبوم آنها و فشارهای انسانی و اقلیمی، نیازمند نگاه تازه و ابزارهای نوین است. به همین دلیل، کارشناسان منابع طبیعی و محیط زیست در مازندران طی سالهای اخیر به فناوریهای روز دنیا مجهز شدهاند؛ فناوریهایی که همچون چشمانی همیشه بیدار، توانایی رصد دقیق و لحظهبهلحظه جنگل را فراهم میکنند.
یکی از این فناوریها، نقشهبرداری هوایی با استفاده از پهپادها و تصاویر ماهوارهای است. جنگلهایی که روزگاری تنها با پای پیاده یا نقشههای کاغذی قابل پایش بودند، اکنون در قاب تصاویر دقیق هوایی دیده میشوند. کارشناسان میتوانند با بررسی این تصاویر، کوچکترین تغییرات در پوشش گیاهی، لکههای خشکیدگی، یا حتی ردپاهای مشکوک ناشی از قطع درختان غیرمجاز را شناسایی کنند. این نقشهها نه تنها نشاندهنده وضعیت فعلی جنگل هستند، بلکه روند تخریب یا احیای آنها را در بازههای زمانی مختلف آشکار میسازند و به تصمیمگیران امکان میدهند با دقت بیشتری برنامهریزی کنند.
در کنار آن، پایش الکترونیکی و سامانههای هشدار سریع نیز به یاری جنگلبانان آمده است. دستگاههای سنسور حرارتی و رطوبتی که در نقاط مختلف جنگل نصب میشوند، میتوانند بلافاصله افزایش دما یا کاهش شدید رطوبت را که نشانهای از وقوع آتشسوزی یا بحران زیستمحیطی است، ثبت و به مراکز کنترل ارسال کنند. این سرعت در تشخیص، فرصتی ارزشمند برای جلوگیری از خسارتهای بزرگ است؛ چرا که تجربه نشان داده هر دقیقه تأخیر در مهار آتش میتواند دهها هکتار از جنگل را به خاکستر تبدیل کند.
اما آنچه این فناوریها را به ثمر میرساند، صرفاً ابزار نیست، بلکه پیوند آنها با مشارکت مردم و مدیریت مستمر است. وقتی روستاییان و جوامع محلی آموزش ببینند و به عنوان بازوان نظارتی در کنار کارشناسان فعالیت کنند، این فناوریها کارکردی چند برابر خواهند داشت. بسیاری از ساکنان بومی امروز با گوشیهای هوشمند خود اولین گزارشگران تخریب یا آتشسوزی جنگلها هستند و همین همکاری ساده، جلوی فجایعی بزرگ را گرفته است.
کارشناسان منابع طبیعی مازندران باور دارند که این ترکیبِ «دانش نوین» و «مشارکت مردمی»، امید تازهای برای بقای جنگلهای هیرکانی آفریده است. اگرچه این جنگلها هنوز زخمی از سالها بیتوجهی و بهرهبرداریهای نادرست بر تن دارند، اما با این ابزارها میتوان آیندهای روشنتر ترسیم کرد. آیندهای که در آن، جنگلها نه تنها از خطر نابودی رهایی مییابند، بلکه دوباره به زیستبومی پایدار و الهامبخش برای نسلهای بعدی بدل میشوند.
امروز در مازندران، هر پرواز پهپاد بر فراز درختان، هر دادهای که از سنسورها مخابره میشود، و هر مشارکتی که از سوی مردم شکل میگیرد، پیامی روشن دارد: جنگلهای هیرکانی هنوز زندهاند، و اگر همگان دست به دست هم دهند، این میراث جهانی همچنان پابرجا خواهد ماند.
همچنین، استفاده از فناوریهای نوین، مانند نقشهبرداری هوایی و پایش الکترونیکی، به کارشناسان کمک میکند تا مناطق در معرض خطر را شناسایی کرده و برنامههای حفاظتی دقیقتری طراحی کنند. این اقدامات، همراه با مشارکت جوامع محلی و مدیریت مستمر، امید به بقای جنگلهای هیرکانی را در مازندران افزایش داده است.
اجرای طرحهای نوین جنگلداری در مازندران
علی باقری جامخانه مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران منطقه ساری از تولید 5 میلیون اصله نهال در دولت چهاردهم و اجرای طرحهای نوین جنگلداری برای نخستینبار در استان خبر داد و اظهار داشت: با هماهنگی مدیریت بحران و استقرار بالگردهای آمادهباش، امسال کاهش چشمگیر آتشسوزی در جنگلها هم ثبت شده است.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران منطقه ساری، جنگلهای هیرکانی را نگین انگشتری ایران و "مادر جنگلها" توصیف کرد و گفت: در دولت چهاردهم 5 میلیون اصله نهال برای توسعه فضای سبز استان تولید شده است.
وی افزود: در سال گذشته 900 هکتار زراعت چوب در استان برنامهریزی شده بود که با استقبال مردم، سطح زیرکشت به 1541 هکتار رسید. در این زمینه خدمات فنی و مهندسی در اختیار کشاورزان قرار گرفت.
باقری جامخانه از اجرای طرحهای نوین جنگلداری برای نخستینبار در استان خبر داد و اظهار کرد: طرح جنگلداری پایدار در ساری اجرا شده و در مجموع 180 هزار هکتار تحت پوشش برنامههای نوین منابع طبیعی قرار گرفته است. همچنین 12 طرح جنگلداری در دولت وفاق ملی به ثبت رسید که 794 هکتار عرصه را تحت پوشش قرار داده و برای 1300 نفر از جوامع بومی و محلی اشتغال ایجاد کرده است.
مدیرکل منابع طبیعی مازندران منطقه ساری با اشاره به کاهش چشمگیر آتشسوزی در جنگلها افزود: برای نخستینبار در تاریخ منابع طبیعی استان، در روز 13 فروردین هیچ مورد حریق ثبت نشده است. این موفقیت با همکاری رسانه ملی، استانداری و هماهنگی مدیریت بحران حاصل شد.
به گفته او، چند دستگاه بالگرد نیز به صورت آمادهباش برای اطفای حریق در نظر گرفته شده است.
وی با اشاره به اعتبارات اختصاص یافته در دولت چهاردهم گفت: 45 میلیارد تومان برای طرحهای آبخیزداری استان اختصاص یافته تا در مناطق دارای سیلخیزی و آسیبپذیری پروژههای پیشگیرانه اجرا شود. همچنین 7 میلیارد تومان در قالب طرحهای محرومیتزدایی از سوی قرارگاه امام حسن مجتبی (ع) در دست اقدام است.
به گزارش تسنیم، جنگلهای هیرکانی، این میراث طبیعی و فرهنگی بیبدیل ایران و مازندران، همچنان یکی از ارزشمندترین گنجینههای زیستمحیطی کشور به شمار میروند؛ گنجینهای که تاریخ، طبیعت و هویت فرهنگی منطقه را در هم تنیده است. با این حال، فشارهای انسانی و تغییرات اقلیمی در سالهای اخیر، سلامت این جنگلها را به شدت تهدید کرده و نشان داده است که حفاظت صرفاً از طریق اقدامات سنتی و محدود دولتی کافی نیست.
تجربه مازندران نشان میدهد که نجات جنگلها نیازمند رویکردی جامع و چندوجهی است؛ رویکردی که ترکیبی از آموزش، آگاهیسازی عمومی، مشارکت جوامع محلی و بهرهگیری از فناوریهای نوین را دربرگیرد. همانطور که فعالان محیط زیست و جنگلبانان منطقه تأکید کردهاند، حفاظت پایدار جنگلها بدون همراهی مردم محلی و ایجاد حس مسئولیت اجتماعی در آنان امکانپذیر نیست. از سوی دیگر، معرفی فرصتهای گردشگری پایدار و توسعه اقتصادی مبتنی بر حفظ محیط زیست، نشان داده است که نگرش انسان به طبیعت میتواند از صرفاً بهرهبرداری به همزیستی و حفاظت تغییر کند.
در این میان، استفاده از فناوریهای نوین مانند نقشهبرداری هوایی، پایش الکترونیکی و سامانههای هشدار سریع، امکان رصد دقیق و پیشگیرانه مناطق در معرض خطر را فراهم کرده و توانمندی کارشناسان و جنگلبانان برای مقابله با تهدیداتی همچون آتشسوزیها و قطع غیرمجاز درختان را افزایش داده است. این فناوریها، هنگامی که با مدیریت مستمر و آموزش جامعه محلی ترکیب میشوند، به ابزارهایی قدرتمند برای تضمین بقای جنگلهای هیرکانی تبدیل میشوند.
عملکرد دولت چهاردهم در این حوزه، شامل تولید پنج میلیون اصله نهال، توسعه زراعت چوب، اجرای طرحهای نوین جنگلداری در بیش از 180 هزار هکتار، و کاهش چشمگیر آتشسوزیها، نمونهای از برنامهریزی و سرمایهگذاری مؤثر در حفاظت و احیای جنگلهاست. ایجاد فرصتهای شغلی برای جوامع محلی، ارتقای سطح دانش و مهارت کشاورزان، و اجرای پروژههای آبخیزداری و پیشگیری از سیل نیز نشاندهنده نگاه همهجانبه به حفاظت و بهرهبرداری پایدار از منابع طبیعی است.
به طور خلاصه، جنگلهای هیرکانی نه تنها میراث طبیعی و زیستمحیطی مازندران، بلکه سرمایهای ملی و جهانی هستند که بقای آنها به همکاری مستمر دولت، جامعه محلی، فعالان محیط زیست و نسلهای آینده بستگی دارد. تجربه سالهای اخیر در مازندران نشان میدهد که با بهرهگیری از دانش نوین، فناوریهای پیشرفته و مشارکت فعال مردم، میتوان امید داشت که این میراث کهن برای نسلهای بعدی نیز همچنان زنده، سبز و الهامبخش باقی بماند. حفاظت از جنگلهای هیرکانی امروز، نه تنها یک ضرورت زیستمحیطی، بلکه یک مسئولیت تاریخی و فرهنگی برای تمام ایرانیان است.
انتهای پیام/