ساختمان شیشهای زیر آتش بود؛ تدوینگر گفت: «میآیم، سریال را آماده کنیم» + فیلم
بهرنگ ملک محمدی مدیر گروه اجتماعی مرکز سیمافیلم پرده از یک واقعیت درباره سریال «آلاء» برداشت. او گفت: در روز تهاجم رژیم صهیونیستی به ساختمان شیشهای صدا و سیما، تدوینگرِ سریال تماس گرفت که میآیم باید سریال را برسانیم.
خبرگزاری تسنیم- مجتبی برزگر: در بحبوحه جنگ 12روزه ایران و اسرائیل، زمانی که هیچکس تصور نمیکرد پروژهای در تلویزیون شکل بگیرد، سریالی به آنتن رسید که نهتنها روایتگر یکی از حساسترین موضوعات اجتماعی کشور بود، بلکه بهدلیل شرایط خاص تولید، به الگویی کمنظیر در تلویزیون بدل شد.
گفتوگو با بهرنگ ملکمحمدی، مدیر گروه اجتماعی سیمافیلم، ابعاد پشتپرده ساخت این سریال تلویزیونی را در گفتوگو با خبرنگار تسنیم روشن میکند.
دوران پس تولید سریالی در روزهای جنگ 12 روزه
ساخت سریال «آلاء» همزمان با یکی از پرتنشترین بازههای سیاسی و امنیتی کشور آغاز شد. روایت از جایی آغاز میشود که ساختمان شیشهای سازمان صداوسیما هدف حمله قرار میگیرد و در همان روز، تصمیم گرفته میشود این سریال روی آنتن برود؛ سریالی درباره فرزندآوری، ناباروری، خانواده و تابوهایی که سالهاست از آن پرهیز شده است.
بذر اولیه، از ذهنی دغدغهمند
ملکمحمدی، در آغاز گفتوگو، از روزهای ابتدایی شکلگیری سریال یاد میکند: «بذر اولیه این سریال توسط مهدی نقویان و امیرعباس پیام کاشته شد. شاید خوششانسی ما این بود که نقویان به عنوان مسئول تولید سریال در سازمان منصوب شد و توانست پروژه را با خود همراه کند.»
او با احترام از داوود بیدل، نویسنده و مشاور نگارش پروژه یاد میکند که در دوران پیشتولید هم کنار کار بود اما اکنون در این جمع نیست.
شروعی در میان شیشههای شکسته
بهرنگ ملکمحمدی روایت میکند: در همان روز دوشنبهای که ساختمان شیشهای سازمان مورد حمله قرار گرفت، نیم ساعت قبلش آقای نقویان با من تماس گرفت و گفت میخواهیم آلاء را روی آنتن ببریم. بدون آمادگی، بدون تیزر، و حتی بدون دسترسی به اکثر عوامل. اما تصمیم گرفتیم کار را شروع کنیم...
با ذکر جزئیاتی از تماسهای پشتسرهم برای جمعکردن گروه تولید و ضبط، او به شرایط بحرانی اشاره میکند: پدر تدوینگر سریال (شوکا زندباف) در بیمارستان، خانه یکی دیگر در نزدیکی محل حمله و با این حال، چهارشنبه پستولید و یا همان تدوین سریال آغاز میشود. پنجشنبه، تنها دو روز بعد از آتشبس با یک تیزر، سریال «آلاء» روی آنتن میرود.
قصهای برای مادران؛ روایت از مخاطب خاص
ملکمحمدی درباره جامعه هدف سریال میگوید: مادر من خودش تماس گرفت و گفت تکرار دیشب را ندیده؛ متوجه شدم نهتنها دیده، بلکه دوست هم داشته. این یعنی سریال راه خود را پیدا کرده است.
عبور از خط قرمزها برای بیان واقعیت
یکی از مهمترین نکات سریال، جسارت در پرداخت به موضوعاتی مثل ناباروری، سندروم داون، فرزندآوری، و چالشهای پزشکی و خانوادگی پیرامون آن است.
«از قسمت دوم به بعد، به آقای نقویان گفتم: با مسئولیت خودم، همه اصطلاحات علمی باید پخش شود. اگر قرار است مردم را آگاه کنیم، نمیتوانیم پشت خطوط زرد و قرمز پنهان شویم.»
روایتی از یک تابوشکنی واقعی
ملکمحمدی با اشاره به اپیزودهای حساس سریال میگوید: «ما پدری داشتیم که همسرش را از حق آزمایش ناباروری محروم کرده بود. یا قصه ازدواج دو شخصیت با سندروم داون. اینها تابوهایی هستند که سالها از نمایش آنها در رسانه ترسیدهایم.»
او همچنین به حضور بازیگرانی چون سیاوش مفیدی در نقشی کاملاً جدی اشاره میکند که برای اولین بار چهرهای متفاوت از خود نشان داده است.
رویان، نقطه تلاقی علم و درام
ملکمحمدی با اشاره به تجربههای مستند خود در پژوهش و کار بر روی مؤسسه رویان میگوید: «رویان یکی از نقاط افتخار علمی کشور است. در حالی که سالها به ما القا میکردند ایران هیچ جایگاهی در درمان ناباروری ندارد، امروز یکی از قطبهای جهانی در IVF هستیم.»
او دو اثر تولیدشده را در این زمینه معرفی میکند: «ذهن زیبا» بهعنوان یک بیوگرافی علمی و «آلاء» بهعنوان روایتی داستانی و خانوادگی.
جای خالی تبلیغات؛ جای پر مخاطب
با وجود پخش بدون تبلیغات گسترده، آلاء موفق شد توجه عمومی را جلب کند: «ما فقط یک روز تیزر داشتیم. اما بازخوردها فوقالعاده بود. آلاء اولین سریال جدید بعد از جنگ بود و شاید تنها برنامهای که بیواسطه با زندگی و دغدغه مردم در آن شرایط ارتباط برقرار کرد.»
تلویزیون هنوز زنده است، اگر جسور باشد
ملکمحمدی در ادامه از جریانهایی میگوید که تلویزیون را نادیده میگیرند یا دستکم میگیرند: «تلویزیون هنوز مخاطب دارد. اگر باور ندارید، کافیست یک روز به سامانه 162 سر بزنید. مخاطب هنوز زنگ میزند، نقد میکند، ستایش میکند. ما هم برای همین مردم کار میکنیم.»
زندهماندن از میان خاکستر
در پایان، بهرنگ ملکمحمدی تأکید میکند: «آلاء در سختترین شرایط ساخته شد. از میان شیشههای شکسته و صدای آژیر. اما ساخته شد. برای مردمی که هنوز تلویزیون را میبینند، هنوز منتظر قصهاند، و هنوز امید دارند.»
انتهای پیام/