ماشه و معمّای NPT
در میان گزینههای مواجهه ایران با اقدام طرفهای اروپایی در فعالسازی مکانیسم ماشه و بازگشت قطعنامههای تحریمی پیشنهاد پربحث خروج از NPT نیز روی میز قرار دارد.
به گزارش گروه رسانههای خبرگزاری تسنیم، کشورهای اروپایی نهایتاً بعد از چندین هفته تهدید به فعالسازی مکانیسم ماشه بدون اینکه روند حقوقی تعبیهشده در برجام را طی کرده باشند نهایتاً نامه فعالسازی این مکانیسم را به شورای امنیت ارسال کردند. در صورت فعالسازی این مکانیسم قطعنامههای 6گانه تحریمی که با هدف محدود کردن فعالیتهای هستهای ایران تعلیق شده بودند مجدداً در دستور کار قرار میگیرند. پیش از این سید عباس عراقچی، وزیر خارجه کشورمان در پاسخ به روزنامه فرانسوی لوموند به این موضوع اینگونه واکنش نشان داده بود: «این اقدام از نگاه ما معادل یک حمله نظامی خواهد بود. از دیدگاه ایران چنین اقدامی به معنای پایان نقش فرانسه و اروپا در پرونده برنامه هستهای صلحآمیز ایران خواهد بود.»
این واکنش عراقچی را میتوان حاصل جمعبندیای دانست که در واکنش به مسیر چند ماه اخیر آمریکا در مواجهه با ایران استخراج شده است. ترامپ در یادداشت اجراییای که پس از انتخاب شدنش بهعنوان رئیسجمهور علیه ایران امضا کرد صریحاً متحدان خود را به فعالسازی مکانیسم ماشه فراخواند و همزمان ایران را نیز تهدید به حمله نظامی کرد. در ادامه نیز مشاهده کردیم که علیرغم برقرار بودن میز مذاکرات غیرمستقیم بین ایران و آمریکا، طرف آمریکایی در حمایت از رژیمصهیونیستی وارد جنگ شد و زیرساختهای هستهای ایران را هدف قرار داد. با توجه به این تجربه هرگونه اقدام سیاسی علیه برنامه هستهای ایران به معنی مقدمهچینی برای تشدید تنش محسوب خواهد شد که ایران نیز این بار با تجربه رخداده در خرداد 1404 از پنجره اقدام نظامی و نه اقدام سیاسی به آن خواهد نگریست.
در مقابل با این رویکرد خصمانه گزینههایی برای واکنش روی میز قرار گرفته که پربحثترین آن خروج از NPT است. مدافعان این پیشنهاد معتقدند با توجه به اینکه پایبندی به NPT هیچ مصونیتی از تأسیسات هستهای ایران ایجاد نکرده است و این معاهده صرفاً بهانهای برای جاسوسی بازرسان آژانس از تأسیسات هستهای ایران قرار گرفته پس ایران نیز باید از آن خارج شود. در مقابل برخی معتقدند درصورتیکه ایران عزمی برای ساخت بمب نداشته باشد خروج از NPT اقدامی بیفایده بوده که صرفاً برای ایران هزینهتراشی میکند. طی گفتوگو با دو تن از کارشناسان بینالملل هر یک از این نظرات را مورد بحث قرار دادهایم. امیرعلی ابوالفتح در اینباره معتقد است این اقدام باعث تحمیل تنشهای بیشتر از جنگ 12 روزه به ایران خواهد شد و فؤاد ایزدی نگاهی کاملاً معکوس داشته و معتقد است در صورت بیهزینه گذاشتن اقداماتی همچون فعالسازی مکانیسم ماشه طرف مقابل به تشدید اقدامات ضدایرانی تمایل پیدا خواهد کرد. در ادامه ضمن بررسی سایر گزینههایی واکنشی ایران به فعالسازی مکانیسم ماشه هر یک از این دو دیدگاه را بررسی خواهیم کرد.
هزینههای از بین بردن مسیر دیپلماسی
وزیر امور خارجه ایران اخیراً در گفتوگویی با روزنامه لوموند فرانسه و همچنین در نشستی با حضور سفرا، کارداران و نمایندگان سازمانهای بینالمللی مقیم تهران، به موضوع فعالسازی مکانیسم ماشه توسط سه کشور اروپایی اشاره کرد. او این اقدام را مشابه حمله نظامی ایالات متحده به ایران دانست و تأکید کرد که چنین حرکتی به پیچیدهتر شدن روابط دیپلماتیک منجر خواهد شد. به گفته وی، فعالسازی مکانیسم ماشه میتواند به معنای پایان نقش اروپا در پرونده هستهای ایران باشد و نقطهای تاریک در تاریخ روابط ایران با این سه کشور ایجاد کند که شاید هرگز قابل جبران نباشد. ورود اروپا به مرحله تقابل حداکثری با ایران، نهتنها به قطع تعاملات سیاسی منجر میشود، بلکه پیامدهای گستردهای برای غرب به همراه خواهد داشت. اروپا که در سالهای اخیر میزبان گروههای تجزیهطلب و تروریستی ضدایرانی بوده و شهروندان ایرانی را بدون محاکمه قانونی بازداشت کرده است، از این پس با واکنشهای شدیدتر ایران در برابر فعالیتهای جاسوسی و تروریستی خود مواجه خواهد شد. ایران میتواند با اقدامات متقابل، سطح تنشهای ایجادشده توسط اروپا را کنترل کرده و تلاش کند تا معادلات منطقهای را به مسیر دیپلماسی بازگرداند. اما این تلاش تنها در صورتی موفقیتآمیز خواهد بود که اروپا نیز به اصول دیپلماسی پایبند باشد. در غیر این صورت، ایران در منطقه غرب آسیا ابزارهای متعددی برای پاسخ به اقدامات غیردموکراتیک غرب در اختیار دارد که میتواند به کار گیرد.
ایران تاکنون در برابر تنشهای مختلف در اروپا رویکردی بیطرفانه اتخاذ کرده و از ورود به هرگونه درگیری خودداری کرده است. اما اگر تروئیکای اروپا همچنان بر تخریب منافع ایران اصرار ورزد و تهران را بهعنوان دشمن خود معرفی کند، دلیلی برای ادامه بیطرفی یکجانبه وجود نخواهد داشت. در چنین شرایطی، ایران دیگر نمیتواند اجازه دهد اروپا بدون پرداخت هزینه، به زیان منافعش عمل کند.
گزینههای هستهای غیرممنوع
ایران میتواند با محدود کردن نظارتهای غیرضروری آژانس بینالمللی انرژی اتمی که خارج از چهارچوب پروتکلهای رسمی انجام میشود، رویکردی قاطعتر در پیش گیرد. یکی از اقدامات مؤثر ارتقای ظرفیت غنیسازی اورانیوم از طریق نصب و بهرهبرداری از سانتریفیوژهای پیشرفتهتر است که میتواند توان فنی کشور را به طور چشمگیری تقویت کند.
افزایش سطح غنیسازی از 60 درصد به 90 درصد یا نزدیک به آن پیامی روشن به طرفهای غربی ارسال خواهد کرد. سال گذشته در جریان سفر رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، ایران تولید اورانیوم 60 درصد را متوقف و مواد غنیشده را به سطح 20 درصد رقیق کرد. اما در شرایط کنونی، توقف رقیقسازی یا تبدیل اورانیوم 60 درصد به ترکیبات دیگر ضروری است و تمرکز باید بر ذخیرهسازی مستقیم اورانیوم با غنای بالا باشد. همچنین، ایران باید با جدیت بیشتری غنیسازی 60 درصد را ادامه دهد و با استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته، سرعت و کارایی این فرایند را افزایش دهد.
تقویت فعالیتهای تحقیق و توسعه در حوزه هستهای، بهویژه در طراحی و ساخت سانتریفیوژهای نسل جدید یا توسعه زنجیرههای تولید اورانیوم فلزی، از دیگر اقدامات استراتژیک است که میتواند جایگاه فنی ایران را مستحکمتر کند. علاوه بر این، ایران میتواند از ذخایر قابلتوجه اورانیوم غنیشده خود برای کاربردهای نظامی غیرممنوع استفاده کند، کاربردهایی که هم آژانس و هم طرفهای غربی بهخوبی از آنها آگاه هستند. این اقدامات نهتنها توان هستهای ایران را تقویت میکند، بلکه بهعنوان اهرمی برای بازدارندگی در برابر فشارهای غرب عمل خواهد کرد.
دوگانۀ خروج و عدم خروج از NPT
در میان گزینههای مواجهه ایران با اقدام طرفهای اروپایی در فعالسازی مکانیسم ماشه و بازگشت قطعنامههای تحریمی پیشنهاد خروج از NPT نیز روی میز قرار دارد. برخی این پیشنهاد را برای اینکه در مقابل تشدید اقدامات ضد ایرانی بازدارندگی ایجاد شود لازم میدانند. فؤاد ایزدی در این باره میگوید: «در مورد مواجهه با NPT، اگر همان تعلیق باشد، کافی است؛ به شرطی که واقعاً تعلیق باشد. این حالتی که در دولت هست که خیلی آن قانون مجلس را جدی نگرفتهاند، میگویند شورای عالی امنیت ملی حضور بازرسها را تأیید کرده، در حالی که شورای عالی امنیت ملی باید تصمیم بگیرد و مصوبه داشته باشد. نباید دبیر تصمیم بگیرد، باید مصوبه شورا باشد. اگر واقعاً تعلیق باشد خوب است یعنی کشور مطمئن شود که این افرادی که به عنوان بازرس آژانس میآیند، ولی اطلاعات کشور را همانطور که در گذشته دادهاند، این بار هم به آمریکا و اسرائیل میدهند دیگر دستشان بسته باشد. اگر تعلیق باشد، در همین حد کافی است. اگر واقعاً تعلیق باشد، نیازی به خروج نیست.»
این کارشناس مسائل بینالملل معتقد است خروج از NPT زمانی معنا پیدا میکند که ایران دکترین هستهای خود را عوض کرده و قصد ساختن بمب داشته باشد او البته معتقد است هیچ منع قانونی برای خروج از این معاهده و در ادامه ساختن بمب وجود ندارد. ایزدی در این باره توضیح میدهد: «هیچ منع قانونی برای ساخت بمب اتم در دنیا وجود ندارد، همانطور که شما میتوانید کارخانه ذوبآهن تأسیس کنید، میتوانید کارخانه ساخت بمب اتم تأسیس کنید. تنها زمانی منع وجود دارد که کشوری عضو NPT باشد. عضویت در NPT هم اجبار نیست، مطابق بند 10 این معاهده، کشورها میتوانند خارج شوند هر وقت خواستند.»
در سوی مقابل برخی این اقدام را نه تنها بازدارنده ندانسته بلکه مدعی تشدید تنش در اثر آن هستند. امیرعلی ابوالفتح در این باره توضیح میدهد: «خروج از NPT اگر نظام تصمیم ندارد بمب اتم بسازد، کار عبث و بیهودهای است. کشوری که عضو NPT است و نخواهد بمب بسازد، اگر بیرون بیاید، هیچ فایدهای ندارد؛ چون این کار عواقب بسیار سنگینی دارد و آمریکا و متحدینش خروج از NPT را معادل ساخت بمب اتم یا تلاش برای ساخت بمب اتم میدانند. آیا کشور توان خنثیسازی و تحمل حملاتی گستردهتر از جنگ 12 روزه را خواهد داشت یا نه؟ چون طرف مقابل هم که بیکار نمینشیند. ما اصلاً برنامهای برای ساخت بمب نداشتیم، آژانس اعلام کرده بود که انحرافی در برنامههای هستهای ایران وجود ندارد، رئیس جامعه اطلاعاتی آمریکا گفته بود که ایران تصمیمی برای ساخت بمب اتم ندارد، اما به ایران حمله شد، 12 روز بمباران شد و به مراکز هستهای هم حمله شد، تا سطح زدن سران نظام هم رفتند جلو. حالا اگر ایران بخواهد بمب بسازد و بخواهد از NPT بیرون بیاید، قابل انتظار است که حملاتی سختتر از جنگ 12 روزه پیش رو خواهد بود. حالا اگر در این شرایط حتی بمب هم نخواهد بسازد، چه فایدهای دارد؟ به نظر من بیفایده است، مگر اینکه واقعاً نظام به این جمعبندی برسد که بخواهد بمب بسازد، بعد از NPT بیرون میآید و بعد میگوید خب، من عواقبش را میپذیرم.»
بمب بسازیم؟
در واکنش به این سؤال که آیا ایران باید به سمت ساخت سلاح هستهای برود یا نه 4 نظر اصلی در کشور وجود دارد. برخی معتقدند ایران به دلایل فقهی نباید به این سمت برود، برخی معتقدند ایران برای جلوگیری از تنشهای احتمالی و مشروعیتزدایی از اقدامات ضدایرانی نباید این کار را کند. در مقابل برخی معتقدند ایران باید بدون قیود فقهی برای بازدارندگی به سمت ساخت سلاح رفته و گروه چهارم نیز معتقدند با تغییر در دیدگاه فقهی و یا حتی بر اساس دیدگاه فقهی موجود نیز امکان ساخت سلاح هستهای البته با کارکردهای محدود برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان وجود داشته و میتوان سلاح غیرکشتار جمعی نیز از فناوری هستهای تولید کرد.
ابوالفتح، نماینده دیدگاه دوم است که معتقد است حداقل اکنون زمان ساختن بمب فرا نرسیده است. او در این باره توضیح میدهد: «من معتقدم حرکت در چنین مسیری یک مقدماتی دارد. کشور باید بازدارندگی غیرهستهایاش را بالا ببرد تا در آن دورهای که تصمیم میگیرد برای ساخت تا روزی که آزمایش اتمیاش انجام میدهد، یک دوره زمانی است. حالا من تخصص فنیاش را ندارم، شش ماهه، یک ساله، پنج ماهه، 10 روز، در آن مدت کشور باید ایمن باشد یا حداقل بتواند حملات را خنثی کند تا آن زمان. چنین اقدامی نه تنها امنیت کشور را تأمین نمیکند، بلکه اقدامات ضد امنیتی را افزایش میدهد. من نمیدانم کشور در آن موقعیت قرار دارد یا ندارد، ولی به عنوان کسی که تحولات را دنبال میکند، میتوانم با اطمینان بالا بگویم که چنین حرکتی اقدام بسیار شدید آمریکا و متحدانش را به همراه دارد.» فؤاد ایزدی در قالب چند پرسش دیدگاه چهارم را نمایندگی کرده و توضیح میدهد: «ساخت بمب یک بحث فقهی دارد. اگر ویدئوی صحبتهای شهید فریدون عباسی را نگاه کنید، شهید میگوید که این سلاحهای تاکتیکی هستهای، اینها دیگر سلاح کشتار جمعی نیستند. آن اتفاقی که در هیروشیما و ناکازاکی افتاد، دیگر با اینها نمیافتد. شما میتوانید یک پایگاه آمریکایی را پودر کنید، ولی در همان حد، در یک فضای محدودتر، نیاز نیست که مانند آن کاری که آمریکا در ژاپن کرد یک شهری را بخواهید پودر کنید. از این جهت این بحثها جدی شدهاند. آقای عباسی چندسال رئیس سازمان انرژی اتمی کشور بود، بنابراین یک حرف سطحی نزده و اینها باید بررسی شود. آیا از نظر فقهی اگر این سلاح از حالت کشتار جمعی خارج شود، آن وقت آن فتوا میتواند برگردد؟ یک بعد فقهی دارد، یک بعد عملیاتی دارد. الان که سایتهای ایران را زدهاند، اصلاً ایران میتواند بیاید و بمب اتم بسازد؟ آیا میتواند بخرد؟ این سؤالهایی است که در سطح بنده نیست، در این مورد آدمهای دیگر در کشور باید فکر کنند.»
دوگانۀ خروج و عدم خروج از NPT
در میان گزینههای مواجهه ایران با اقدام طرفهای اروپایی در فعالسازی مکانیسم ماشه و بازگشت قطعنامههای تحریمی پیشنهاد خروج از NPT نیز روی میز قرار دارد. برخی این پیشنهاد را برای اینکه در مقابل تشدید اقدامات ضد ایرانی بازدارندگی ایجاد شود لازم میدانند. فؤاد ایزدی در این باره میگوید: «در مورد مواجهه با NPT، اگر همان تعلیق باشد، کافی است؛ به شرطی که واقعاً تعلیق باشد. این حالتی که در دولت هست که خیلی آن قانون مجلس را جدی نگرفتهاند، میگویند شورای عالی امنیت ملی حضور بازرسها را تأیید کرده، در حالی که شورای عالی امنیت ملی باید تصمیم بگیرد و مصوبه داشته باشد. نباید دبیر تصمیم بگیرد، باید مصوبه شورا باشد. اگر واقعاً تعلیق باشد خوب است یعنی کشور مطمئن شود که این افرادی که به عنوان بازرس آژانس میآیند، ولی اطلاعات کشور را همانطور که در گذشته دادهاند، این بار هم به آمریکا و اسرائیل میدهند دیگر دستشان بسته باشد. اگر تعلیق باشد، در همین حد کافی است. اگر واقعاً تعلیق باشد، نیازی به خروج نیست.»
این کارشناس مسائل بینالملل معتقد است خروج از NPT زمانی معنا پیدا میکند که ایران دکترین هستهای خود را عوض کرده و قصد ساختن بمب داشته باشد او البته معتقد است هیچ منع قانونی برای خروج از این معاهده و در ادامه ساختن بمب وجود ندارد. ایزدی در این باره توضیح میدهد: «هیچ منع قانونی برای ساخت بمب اتم در دنیا وجود ندارد، همانطور که شما میتوانید کارخانه ذوبآهن تأسیس کنید، میتوانید کارخانه ساخت بمب اتم تأسیس کنید. تنها زمانی منع وجود دارد که کشوری عضو NPT باشد. عضویت در NPT هم اجبار نیست، مطابق بند 10 این معاهده، کشورها میتوانند خارج شوند هر وقت خواستند.»
در سوی مقابل برخی این اقدام را نه تنها بازدارنده ندانسته بلکه مدعی تشدید تنش در اثر آن هستند. امیرعلی ابوالفتح در این باره توضیح میدهد: «خروج از NPT اگر نظام تصمیم ندارد بمب اتم بسازد، کار عبث و بیهودهای است. کشوری که عضو NPT است و نخواهد بمب بسازد، اگر بیرون بیاید، هیچ فایدهای ندارد؛ چون این کار عواقب بسیار سنگینی دارد و آمریکا و متحدینش خروج از NPT را معادل ساخت بمب اتم یا تلاش برای ساخت بمب اتم میدانند. آیا کشور توان خنثیسازی و تحمل حملاتی گستردهتر از جنگ 12 روزه را خواهد داشت یا نه؟ چون طرف مقابل هم که بیکار نمینشیند. ما اصلاً برنامهای برای ساخت بمب نداشتیم، آژانس اعلام کرده بود که انحرافی در برنامههای هستهای ایران وجود ندارد، رئیس جامعه اطلاعاتی آمریکا گفته بود که ایران تصمیمی برای ساخت بمب اتم ندارد، اما به ایران حمله شد، 12 روز بمباران شد و به مراکز هستهای هم حمله شد، تا سطح زدن سران نظام هم رفتند جلو. حالا اگر ایران بخواهد بمب بسازد و بخواهد از NPT بیرون بیاید، قابل انتظار است که حملاتی سختتر از جنگ 12 روزه پیش رو خواهد بود. حالا اگر در این شرایط حتی بمب هم نخواهد بسازد، چه فایدهای دارد؟ به نظر من بیفایده است، مگر اینکه واقعاً نظام به این جمعبندی برسد که بخواهد بمب بسازد، بعد از NPT بیرون میآید و بعد میگوید خب، من عواقبش را میپذیرم.»
حرکت به سمت ساخت سلاح اتمی ایجاد بازدارندگی میکند؟
در پاسخ به میزان بازدارندگی ناشی از حرکت به سمت ساخت بمب برخی مدعی هستند داشتن سلاح هستهای در مقابل تهاجم بازدارندگی ایجاد کرده و گروهی اثر ضد بازدارندگی برای آن قائل بوده و معتقدند حرکت به سمت ساخت سلاح اتمی برای تهاجم نظامی به ایران اجماع ایجاد خواهد کرد.
فؤاد ایزدی در این باره معتقد است پس از حمله اخیر به ایران باید واکنشی به طرف مقابل نشان داده تا او را از تداوم روند تنش باز دارد. او در مورد ابعاد این واکنش اینگونه توضیح میدهد: «طرف مقابل باید ببیند اقداماتش بدون واکنش باقی نمیماند. یکی از دغدغههایی که برخی افراد حتی در خود آمریکا که میگفتند به ایران حمله نشود این بود که میگفتند اگر شما به ایران حمله کنید، اینها میروند بمب میسازند. حالا باید ایران این عزم برای پاسخ را به نحوی نشان بدهد یعنی اگر قصدی برای ساخت بمب نباشد و هیچ هزینهای برای فعالیتهای ضدایرانی وجود نداشته باشد، طرف مقابل چه میکند؟ هر روز یک فعالیت ضدایرانی جدید میسازد و به نظر من آن سؤال باید پاسخ داده شود که آیا کشور میتواند دکترین هستهایاش را عوض کند؟ اگر میتواند عوض کند، آن وقت از NPT هم باید خارج شود. این میتواند کارکرد مهندسی روانی هم داشته باشد، یعنی یک ذهنیتی در طرف مقابل ایجاد کند که ایران میخواهد دکترینش را عوض کند برای همین هم میخواهد خارج شود بنابراین به این نتیجه برسد که فعال کردن مکانیسم ماشه خوب نیست. اگر این تبعات را داشته باشد حتی گزینه خروج از NPT هم مفید است، یعنی ذهن طرف مقابل را ببرد به این سمت که نباید مکانیسم ماشه را فعال کرد، چون فعال کردن مکانیسم ماشه یعنی اعلان جنگ به ایران. این حرف آقای دکتر عراقچی است که فعال کردن مکانیسم یعنی اعلان جنگ به ایران و تصمیمگیری ایران را برای تغییر دکترین هستهای کشور تسریع میکند. اگر این ذهنیت را به طرف مقابل ایجاد کند، آن وقت خروج از NPT معنا پیدا میکند.»
در مقابل ابوالفتح معتقد است که ساخت سلاح اتمی میتواند تنشی بزرگتر از جنگ 12 روزه اخیر را به ایران تحمیل کند. او در این باره توضیح میدهد: «حمله داریم تا حمله. حمله صورت گرفته، بله، دانشمند و فرمانده نظامی ما ترور شدند، اما میتوانست مشابه حمله به عراق هم رخ بدهد، یعنی نابودی. این را مسئولان نظامی کشور باید تشخیص بدهند که اگر مورد حمله شدید قرار گرفتند، میتوانند دفاع کنند، میتوانند حمله کنند، میتوانند پاسخ بدهند، میتوانند از زیرساختها حراست کنند. این چیزهایی است که مسئولان نظامی باید تصمیم بگیرند، ولی به هر حال آنچه که مسلم است، اگر ایران بخواهد سلاح اتمی بسازد، غربیها ساکت نمینشینند. این خیلی فرق دارد با اینکه ما سلاح نمیخواستیم بسازیم و به ما حمله کردند و 12 روز بود و فقط تأسیسات هستهای را زدند و رفتند. این در آن صورت ممکن است تمام زیرساختهای صنعتی و اقتصادی ایران را نابود کنند. آیا در فرداهای آن عملیات احتمالی کشور اینقدر میتواند سرپا بماند که هم خودش را اداره کند و هم تأسیسات باقی میماند که با آن سلاح اتمی بسازند؟ این سؤالهایی است که باید به آن پاسخ بدهند.»
به جز خروج از NPT چه پیشنهادی برای واکنش وجود دارد؟
کسانی که معتقدند ایران نباید از NPT خارج شود باید به این پرسش پاسخ دهند که در غیر این صورت چه راههای دیگری برای واکنش به فعالسازی مکانیسم ماشه وجود دارد و ایران چگونه باید طرف مقابل را از تشدید تنش باز دارد. ابوالفتح به عنوان یکی از چهرههایی که این روزها در شبکههای اجتماعی ایده خروج از NPT را نفی میکند در این باره معتقد است: «پیام تداوم غنیسازی و انباشت مواد غنیشده مثل 480 کیلوگرمی که سرنوشتش بعد از حمله آمریکا فعلاً معلوم نیست، بخشی از واکنشها به طرف غربی است که این پیام را به آنها میدهد ایران توان غنیسازی در سطوح بالا را نیز دارد. تداوم غنیسازی با این هدف که بگوییم پاسخ مثبت به مطالبه غنیسازی صفر نمیدهیم بخشی از واکنشها است.»
او البته تأکید میکند که: «این جور پاسخها نیاز به اطلاعات دقیق دارد، یعنی کسی که تمام اطلاعات آشکار و پنهان کشور را میداند، از وضعیت نظامی مطلع است، یعنی میخواهم بگویم کسانی که در سطوح مثل شورای عالی امنیت ملی هستند. من اصلاً هیچکدام از این اطلاعات را ندارم، نمیتوانم هیچ پیشنهادی بدهم. من اصلاً نمیتوانم در این زمینه پیشنهاد بدهم، چون من نه اطلاعات اقتصادی کشور را میدانم، نه مسائل پشت پرده را میدانم، نه میدانم اصلاً با روسها و چینیها چطور صحبت کردهاند. آیا روسیه میپذیرد ما به سمت ساخت سلاح هستهای برویم؟ آیا نمیشود مثل دوره پیش از برجام که روسیه تمام تحریم قطعنامههای ایران علیه ایران را تأیید کرد، حتی رأی ممتنع هم نداد؟ اینها چیزهایی است که مسئولان رده بالا میدانند.»
در مقابل این گروه، طیفی که ایران را به خروج از NPT توصیه میکنند با این تضاد مواجهند که بدون ساخت سلاح اتمی این خروج چه کارکردهایی برای ایران دارد. این تضاد باعث میشود تا این مطالبه از این گروه نیز وجود داشته باشد تا ایدههای خود در شرایط فعلی را نیز مطرح کنند.
فؤاد ایزدی در این چهارچوب معتقد است: «هیچ محدودیتی برای غنیسازی وجود ندارد، یعنی شما غنیسازی 99 درصد هم داشته باشید، محدودیت ندارد، هیچ محدودیتی ندارد. فقط برای ساخت سلاح است، یعنی شما غنیسازی 99 درصد داشته باشید، هیچ ممنوعیتی در NPT وجود ندارد. برای غنیسازی 99 درصد هم شما نیازی به خروج ندارید، چون عضویت در NPT محدودیت غنیسازی ندارد. تنها چیزی که مشخص کرده این است که کشوری که عضو NPT است، بمب نسازد. شما 99 درصد غنیسازی کن، بمب نساز، هیچ مشکلی پیش نمیآید.»
این کارشناس بینالملل در ادامه توضیح میدهد: «کشور اگر این نکته را به طرف غرب وحشی منتقل نکند که تعرض به منافع ایران، تعرض به خاک ایران هزینه دارد و باعث شود طرف مقابل احساس کند تعرض به منافع ایران، تعرض به خاک ایران هزینه ندارد آن وقت هر روز از این کارها با شما انجام میدهد. برای جلوگیری از این موضوع شما چی کار باید بکنید؟ باید از اهرمهایی که دارید، استفاده کنید. یکیاش خروج از NPT است، یکی هم بستن تنگه هرمز. شما باید نگاه کنید، ببینید چه چیزی برای طرف مقابل هزینه است، آن چیزی که برای طرف مقابل هزینه است را انجام دهید؛ چون اگر هزینه نداشته باشد، هر روز به شما تعرض میکند. این میشود روش صحیح. روش غلط چیست؟ شما همینجور هر روز کتک بخورید و تماشا کنید، این میشود روش غلط.»
منبع: فرهیختگان
انتهای پیام/