داستان سیدحسن نصرالله‌ ـ ۴۱|راست میانه؛ هم‌پیمان راست افراطی در نبرد با فلسطینی‌ها

داستان سیدحسن نصرالله‌ ـ 41|راست میانه؛ هم‌پیمان راست افراطی در نبرد با فلسطینی‌ها

خبرگزاری تسنیم در مجموعه مقالاتی به بازخوانی «زندگی و زمانه سیدحسن نصرالله» رهبر شهید و اسطوره‌ای حزب‌الله لبنان و محور مقاومت می‌پردازد. در این قسمت، به ادامه بحث «رقابت سرد رژیم صهیونیستی و سوریه در ابتدای جنگ داخلی لبنان» می‌پردازیم.

خبرگزاری تسنیم طی سلسله‌یادداشت‌هایی به بازخوانی فراز و نشیب زندگی رهبران مقاومت اسلامی لبنان می‌پردازد. در همین راستا بازخوانی حیات سیدحسن نصرالله، دبیرکل شهید و اسطوره‌ای حزب‌الله لبنان و نقش وی در بالندگی محور مقاومت با عنوان «زندگی و زمانه سیدحسن نصرالله» در قالب مجموعه مقالاتی منتشر خواهد شد و اکنون قسمت چهل و یکم آن پیش روی شماست.

تاکنون سه فصل در مورد شرایط زندگی شهید سیدحسن نصرالله منتشر شده است. فصل نخست به «دوران کودکی و نوجوانی» ایشان اختصاص داشت. علیرغم اهمیت موضوع، ما این فصل را بسیار سریع پشت‌سر گذاشتیم تا به بحث‌های بعدی بپردازیم. فصل دوم، «ریشه‌یابی علل شکل‌گیری جنگ داخلی لبنان» بود. هدف ما در این فصل چنین بود که ثابت کنیم اولاً جنگ لبنان پدیده‌ای خلق‌الساعه نبود و ثانیاً باید ریشه‌های شکل‌گیری آن را شناخت؛ زیرا این جنگ هم در روند تاریخی تجارب ملت لبنان نقش داشت و هم به‌صورت مستقیم باعث شکل‌گیری «مقاومت اسلامی لبنان» شد، ضمن این‌که حیات و سرنوشت سیدحسن نصرالله را نیز به‌صورت مستقیم تغییر داد. فصل سوم، «مرور مهم‌ترین رویدادهای تاریخی تا وقوع جنگ داخلی لبنان» بود. در فصل سوم، به‌جای تمرکز بر ریشه‌ها، به‌صورت خاص، وقایع تاریخی منجر به شروع جنگ داخلی را مورد توجه قرار دادیم.

رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , سید حسن نصرالله , لبنان , حزب‌ الله لبنان ,
سلیمان فرنجیه در کنار پی‌یر جمیل
ائتلاف راست میانه با راست افراطی، یکی از ارکان شکل‌گیری جنگ داخلی لبنان بود

فصل سوم را با ماجرای مهاجرت (معکوس) خانواده سیدحسن نصرالله به خاستگاه خانوادگی خود در حومه شهر صور خاتمه دادیم. از قسمت سی و سوم وارد فصل چهارم شدیم که به «ورود سوریه به جنگ داخلی لبنان» اختصاص دارد. در فصل چهارم، طی چند قسمت، فضای بیروت و جنگ داخلی لبنان بعد از بازگشت خانواده سیدحسن نصرالله به جنوب را مرور خواهیم کرد. این موارد، به صورت مستقیم در زندگی سیدحسن نصرالله نقش نداشت؛ اما در شکل‌گیری و بالندگی روح مقاومت در جامعه لبنان قطعا اثرگذار بوده است. به همین علت، به صورت کوتاه آن‌ها را مرور خواهیم کرد.

 

جناح راست میانه در پازل رژیم صهیونیستی

کسانی که قسمت‌های قبلی این سلسله‌یادداشت را دنبال کرده باشند، شناخت اجمالی اما کاملی از فضای سیاسی وقت لبنان دارند. در قسمت دهم با عنوان «نقشه اسرائیل برای جنگ داخلی لبنان» به معرفی جناح راست میانه یا اصطلاحاً جریان «شهابی‌ها» پرداختیم. این جناح دارای روحیه ملی‌گرایانه پررنگی بوده و خاستگاه آن در میان مسیحیان مارونی بود؛ اما در میان مسلمانان نیز از نفوذ بالایی برخوردار بود. از نظر روابط خارجی نیز جناح راست میانه دارای روابط نزدیکی با فرانسه بوده و با ایالات متحده نیز دارای تعامل نسبتا نزدیک بود. در آن زمان، رقیب اصلی آن‌ها جناح راست افراطی مارونی بود که بعدها به تفصیل مزدوری رهبرانشان برای اسرائیل را نشان دادیم. هم‌چنین رقیب دیگر آن‌ها جناح چپ بود که در قسمت‌های بعد به تفصیل در موردشان صحبت شد. یکی از مهم‌ترین ابزارهای جناح راست میانه یا شهابی‌ها برای حفظ هیمنه خود بر فضای سیاسی لبنان، «اداره رکن دوم ارتش» (که در ایران به «حفاظت اطلاعات» شناخته می‌شود) بود که بارها در این سلسله‌یادداشت به آن نهاد پرداختیم و به عنوان نمونه چند بار به کتاب «نقولا (نیکولا) ناصیف» با عنوان «المکتب الثانی؛ حاکم فی الظل» استناد کردیم که به تفصیل تاریخچه عملکرد این نهاد را در آن سال‌ها بیان کرده است.

رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , سید حسن نصرالله , لبنان , حزب‌ الله لبنان ,
سلیمان فرنجیه در کنار حافظ اسد

در قسمت سیزدهم با عنوان «تشییع جنازه جنجالی؛ مقدمه جنگ داخلی» به بازخوانی ماجرای عملیات کماندوهای اسرائیلی در قلب پایتخت (خیابان «فردان») و ترور سه فرمانده فلسطینی پرداختیم که تشییع جنازه باشکوه آنان وحشت سران جناح راست را رقم زد و باعث شد تا شهابی‌ها نیز با طرح آمریکا برای سرکوب گروه‌های فلسطینی موافقت کنند.

بر همین اساس، جلسه بسیار مهمی در کاخ بعبدا با حضور رئیس جمهور، فرمانده وقت ارتش، رئیس سازمان امنیت ملی، رئیس اداره رکن دوم (حفاظت اطلاعات ارتش)، دبیر شورای امنیت ملی لبنان، یکی از سران دادستانی لبنان و هم‌چنین رهبران پیمان سه‌جانبه (جناح راست افراطی) حضور داشتند و در آن‌جا مقرر شد تا مأموریت سرکوب گروه‌های فلسطینی به شاخه‌های نظامی احزاب راست افراطی واگذار شود.

رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , سید حسن نصرالله , لبنان , حزب‌ الله لبنان ,
تصاویر سه رزمنده فلسطینی شهید شده در قلب بیروت توسط جوخه‌های ترور ارتش اسرائیل
حضور ده درصد جمعیت لبنان در مراسم تشییع این سه نفر، باعث نگرانی جناح راست لبنان و همراهی راست‌های میانه با راست‌های افراطی شد

در این زمینه نوشتیم: «مهم‌ترین خروجی این جلسه چنین بود که سه گروه مسلح افراطی «حزب الکتائب»، «حزب الوطنیین الأحرار» و «جیش التحریر الزغرتاوی» به صورت جدی توسط ارتش لبنان تسلیح شوند تا مأموریت «حمله به اردوگاه‌های فلسطینی و ایجاد آشوب در کشور» را بر عهده بگیرند. اما مسئله این بود که بخشی از حاضران در جلسه، پشت صحنه ماجرا را نمی‌دانستند و خبر نداشتند که این مأموریت، می‌تواند مقدمه‌ای برای جنگ داخلی لبنان شود!»

اما این سه گروه مسلح، چه کسانی بودند؟ در این مورد، در قسمت شانزدهم این سلسله‌یادداشت با عنوان «افشای هویت دو جاسوس اسرائیل» نشان دادیم که در رأس این سه گروه، «پی‌یر جمیل» و «کمیل شمعون» قرار داشتند و به صورت مستند ثابت کردیم که هر دو نفر به استخدام رژیم صهیونیستی درآمده یا با آن همپیمان شده بودند. در بخش جمع‌بندی این قسمت، با اشاره به جلسه مهم کاخ بعبدا بعد از ترور الفردان نوشتیم:

«اگر روند کلی تحولات را دنبال کنیم، با این پازل مواجه می‌شویم:

گام اول) عملیات «الفردان» توسط ارتش اسرائیل در قلب بیروت انجام شد. در این عملیات، طی چند ساعت سواحل دو شهر بیروت و صور در اشغال ارتش اسرائیل بود؛ اما ارتش لبنان هیچ واکنشی از خود نشان نداد. در این‌جا قابل تأمل است که چرا ارتش لبنان وارد عملیات نشد؟ همین موضوع، خشم گسترده‌ای را در ملت لبنان ایجاد کرد و حدود ده درصد کل جمعیت در مراسم تشییع جنازه سه فرمانده فلسطینی (قربانیان ترور الفردان) حضور پیدا کردند.

گام دوم) حضور گسترده در مراسم تشییع و استعفای اعتراضی نخست‌وزیر وقت، باعث شد تا رئیس‌جمهور و سران جناح راست در موضع سختی قرار بگیرند و تحت فشار آمریکا، با ایده تسلیح و تقویت گروه‌های شبه‌نظامی راست افراطی موافقت کنند. این گروه‌ها، از 7 سال قبل تأسیس شده بودند و چند سال بعد خود صهیونیست‌ها اذعان کردند که در رأس دو گروه اصلی، دو مزدور و جاسوس اسرائیل قرار داشتند.

گام سوم) اقدامات این گروه‌های مسلح افراطی باعث شد تا لبنان به چاه «جنگ داخلی» سقوط کند. جنگ داخلی از طرفی باعث ویرانی لبنان شد و از طرف دیگر بستری را مهیا کرد تا ارتش اسرائیل، بیروت را اشغال و بیش از نیمی از خاک لبنان را به تصرف خود در بیاورد. اسرائیل از سال 1967 چنین طرحی را داشت و 15 سال بعد در سال 1982 به این هدف نائل آمد.»

رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , سید حسن نصرالله , لبنان , حزب‌ الله لبنان ,
کمیل شمعون، پی‌یر الجمیل، بشیر الجمیل
دو نفر سمت راست پیشقراولان جنگ با مسلمانان بودند و نفر سمت چپ به عنوان فرمانده شاخه نظامی کتائب، به صورت علنی و میدانی به نیروی متحد (نیابتی) اسرائیل در لبنان بود

دو نکته مهم از جلسه سرنوشت‌ساز کاخ بعبدا – که به ائتلاف/اتحاد راست میانه با راست افراطی و مسلح منتهی شد - این است که در جلسه مذکور، کلیه حاضران از جناح راست مارونی بودند و از مقامات رسمی دولتی و حتی مسئولین اصلی قضائی کسی حضور نداشت! نکته دوم این‌که رئیس وقت رکن دو ارتش و دبیر وقت شورای امنیت ملی، در سایه تغییر دولت‌ها و عدم انسجام کافی، توسط رئیس جمهور وقت انتخاب شده بودند و در واقع گزینه مورد اجماع جناح‌های سیاسی لبنانی نبودند! در این میان، رئیس رکن دو ارتش از اهمیت به مراتب بیش‌تری برخوردار است و طی بیش از سه سال زعامت بر این نهاد، عملا آن را به شعبه سازمان جاسوسی آمریکا تبدیل کرد و رفتارهای آن کاملا منطبق با پازل طراحی شده توسط اسرائیل برای ایجاد جنگ داخلی همخوانی دارد. این فرد کسی نیست جز «جول بستانی»

در قسمت بیست و دوم با عنوان «موج آدم‌ربایی و ترور در بیروت» نشان دادیم که جول بستانی از متهمین درجه اول ماجرای ترور معروف سعد است و در ادامه با اشاره به جلسه کاخ بعبدا نوشتیم: «در این جلسه مقرر شد تا ارتش لبنان از طریق اداره رکن دوم، گروه‌های شبه‌نظامی افراطی وابسته به دو حزب "کتائب" (به رهبری پی‌یر الجمیل) و "الوطنیین الاحرار" (به رهبری کمیل شمعون) را تسلیح و تقویت کند و آنها با حمایت‌های غیرمستقیم سازمان‌های امنیتی و حتی مصونیت قضایی، مأموریت حمله به گروه‌های فلسطینی را بر عهده بگیرند. رئیس اداره رکن دوم ارتش و مأمور اصلی اجرای این برنامه "جول بستانی" بود.» به این ترتیب، جول بستانی با دریافت حمایت‌ها و مصونیت‌های سیاسی و قضائی لازم، به عنصر اصلی برای تسلیح فالانژها و کشاندن لبنان به جنگ داخلی تبدیل شد.

رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , سید حسن نصرالله , لبنان , حزب‌ الله لبنان ,
تصویری از تشییع جنازه «معروف سعد»

در قسمت بیست و نهم با عنوان «شبه‌کودتای مارونی‌ها و ارتش لبنان» که به واکاوی ابعاد فاجعه «شنبه سیاه» اختصاص داشت، با استفاده از منابع درجه اول حزب کتائب ثابت کردیم که در این روز، ارتش لبنان با تروریست‌های حزب کتائب برای قتل عام مسلمانان همکاری می‌کرد. همان جا نشان دادیم که در طراحی و اقدام چنین فاجعه‌ای، جول بستانی فرماندهان میدانی ارتش را توجیه کرده بود تا دست فالانژها را برای ارتکاب جنایت باز بگذارند.

 

رقابت ذاتی راست میانه با راست افراطی

گرچه خطر قدرت گرفتن چپ‌ها و تصرف حاکمیت توسط آنان باعث می‌شد تا کل جناح راست در برابر رقیب (دشمن) مشترک به ائتلاف روی بیاورند؛ اما سوابق و خاستگاه راست افراطی و راست میانه در نقطه مقابل هم قرار داشت. این اختلاف در حدی است که بخشی از هویت و قدرت جناح راست میانه به همین برمی‌گشت که بتواند خطر افراطی‌گری راست رادیکال را به حداقل برساند و خود را به عنوان نیروی موازنه‌گر میان دو جناح افراطی نشان دهد. اساساً مبدأ اصلی قدرت گرفتن جناح راست میانه یا مدرسه شهابی‌ها را باید در رسیدن «سرلشکر فؤاد شهاب» به ریاست جمهوری دانست که ماجرای آن را در قسمت ششم این سلسله‌یادداشت با عنوان «عملیات خفاش آبی آمریکا در غرب آسیا» شرح دادیم.

در آن ماجرا، به صورت خاص فرانسه و ایالات متحده به این جمع‌بندی رسیدند که در جنگ میان رئیس جمهور وقت (کمیل شمعون) و انقلابیون آن زمان (به رهبری «کمال جنبلاط») باید به راه‌حل میانه متوسل شوند و منصب ریاست جمهوری را در اختیار فؤاد شهاب قرار دادند. به این ترتیب، فؤاد شهاب به این علت به ریاست جمهوری رسید که میان دو جناح آن زمان یعنی «کمیل شمعون» – که بعدها در زمره رهبران راست افراطی قرار گرفت – و «کمال جنبلاط» - که بعدها در رأس جناح چپ قرار گرفت – موازنه کند.

رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , سید حسن نصرالله , لبنان , حزب‌ الله لبنان ,
امام موسی صدر در کنار «سلیمان فرنجیه» و «سلیم الحص»
جناح راست میانه بر مرزبندی فکری و عملی با صهیونیست‌ها تأکید داشت

بعد از آن نیز جناح راست افراطی به سمت رژیم صهیونیستی چرخید که ماجرای آن را در قسمت هفتم این سلسله‌یادداشت با عنوان «مزدوران فرانسه و رژیم صهیونیستی» شرح دادیم. در تمام ادوار بعدی انتخابات نیز همواره جناح راست افراطی به عنوان رقیب جدی در برابر راست میانه در میان مسیحی‌های لبنان به رقابت پرداختند و از این منظر، دو جریان مقابل هم محسوب می‌شدند.

یکی از نکات مهم در مورد راست میانه این بود که نسبت به رژیم صهیونیستی مرزبندی پررنگی داشتند. «شارل حلو» زمانی که از حزب کتائب فاصله گرفت و به مدرسه شهابی پیوست، یکی از انگیزه‌های اصلی خود را موضع جدی علیه رژیم صهیونیستی می‌دانست. در مذاکرات منتشره میان شارل حلو و رشید کرامی بعد از جنگ شش روزه در سال 1967، موضع تند شارل حلو علیه رژیم صهیونیستی کاملاً بارز و مستظهر به پشتیبانی و همراهی فؤاد شهاب و الیاس سرکیس است. این در حالی است که حزب کتائب به عنوان محور جناح راست افراطی، نخستین حزب عربی در تاریخ است که برای رقابت‌های داخلی کشور خود از صهیونیست‌ها کمک مالی دریافت کرد.

 

جمع‌بندی

در این قسمت می‌خواستیم یکی از پیشران‌های اصلی وقوع جنگ داخلی لبنان و هم‌چنین ورود سوریه به این کشور را بیان کنیم: «ائتلاف میان راست افراطی و راست میانه». با قدرت گرفتن روزافزون جناح چپ و مؤتلفین فلسطینی‌ها در لبنان، راست میانه به سمت ائتلاف با راست افراطی رفت؛ اما ماهیت متباین این دو گروه هم‌چنان وجود داشت و به صورت بالقوه این امکان مطرح بود که میان آن‌ها شکاف بیفتد.

یکی از طرف‌هایی که این نکته را با حساسیت دنبال می‌کرد، سوریه به ریاست حافظ اسد بود. حافظ اسد منشأ ائتلاف میان راست میانه و راست افراطی را «احساس خطر از ناحیه جناح چپ» می‌دانست و امیدوار بود از طریق تضعیف جناح چپ و همزمان رایزنی‌های موازی با راست میانه و راست افراطی، بتواند میان آنان شکاف بیندازد. یکی از اهداف سوریه از ایجاد این شکاف، تضعیف راست افراطی بود که با اسرائیل در پشت صحنه همپیمان شده بود. در واقع سوریه می‌خواست از این طریق، عرصه را برای صهیونیست‌ها محدود کند. در مورد تلاش‌های سوریه برای ایجاد شکاف، در قسمت آینده صحبت خواهیم کرد.

انتهای پیام/

واژه های کاربردی مرتبط
واژه های کاربردی مرتبط
پربیننده‌ترین اخبار بین الملل
اخبار روز بین الملل
آخرین خبرهای روز
تبلیغات
رازی
مادیران
شهر خبر
fownix
غار علیصدر
پاکسان
بانک صادرات
طبیعت
میهن
گوشتیران
triboon
مدیران
تبلیغات