۶ برداشت از تیر آخر اروپایی‌ها


6 برداشت از تیر آخر اروپایی‌ها

مذاکره بی‌نتیجه با اروپا یا دست‌وپا زدن در پرونده‌های سطحی و سلبی مانند اسنپ‌بک تنها ما را محدود می‌سازد. باید از گل‌ولای مسائل روزمره خارج شویم و چشم‌اندازی برای آینده میان‌مدت بسازیم.

به گزارش گروه رسانه‌های خبرگزاری تسنیم، مصطفی غنی‌زاده در یادداشتی نوشت: کشور‌های اروپایی در ادامه کمپین ضدایرانی غرب، فرایند بازگشت تحریم‌ها علیه ایران موسوم به اسنپ‌بک یا ماشه را فعال کردند تا قبل از انقضای تحریم‌های سازمان ملل بتوانند دوباره موضوع را فعال سازند. در این زمینه چند نکته کوتاه داخلی و خارجی باید مورد توجه باشد.

1- مسئله اسنپ‌بک در چند ماه اخیر، یک پروژه رسانه‌ای علیه اذهان و افکار عمومی هم بوده است. هر زبانی که این امر را بیش از حد بزرگ کند، مستقیماً به دشمن کمک کرده و در پروژه او پیش رفته است؛ چه آن‌ها که می‌خواهند کشور را به سمت تسلیم ببرند و این موضوع را غول چراغ جادو معرفی می‌کنند، چه آن‌ها که به اسم درس گرفتن از گذشته و انتقام از شخصیت‌های سیاسی برجام، آن را بزرگ می‌کنند که‌ «دیدید ما گفتیم و کسی گوش نکرد.»

واقعیت این است که اسنپ‌بک یکی از ایرادات اساسی برجام از همان لحظه اعلام بود. هرکسی در این‌باره به مردم و مسئولان دروغ گفته، باید در زمان مقتضی حتی محاکمه شود. از آن طرف، به کسانی که کوس پیروزی در سیاست خارجی می‌زنند باید یادآوری کرد که پس از اسنپ‌بک تازه کشور به دوره و دستاورد‌های آنان بازگشته است. در این مدت هم واضح است صنعت هسته‌ای واقعاً پیشرفت داشته و از سانتریفیوژ نسل دو به نسل نه رسیده و 400 کیلوگرم مواد 60 درصد تولید کرده است. پس عقب‌ماندگی در این صنعت وجود ندارد و زمان در این زمینه از دست نرفته است. یعنی نه آن وعده‌های روحانی-ظریف برای کشور به دست آمده و نه آن روند قبل از آن اتفاق افتاده است. لذا دعوا‌های سیاست داخلی واقعاً کامل نیست و هر طرف بخشی از واقعیت را مورد غفلت قرار می‌دهد. اما هرچه دعوا بیشتر باشد، اتحاد ملی تضعیف بیشتری خواهد شد و مسئله اصلی که ایجاد یک گزینه راهبردی و ایجابی است، در میان دعوا‌های زرگری گم می‌شود. تجربه برجام باید به ما یاد داده باشد که دنیای بیرون تغییر کرده و چشم‌انداز ما هم باید تغییر کند.

2- طبق نقشی که برای اروپا تعریف کرده‌اند بعید است که چیزی جز تعطیل کامل صنعت هسته‌ای، کشور‌های اروپایی را از این مسیر بازگرداند. همان چیزی که رژیم صهیونی و آمریکا نتوانستند در خلال جنگ تحمیلی 12‌روزه از ایران بگیرند، حالا می‌خواهند از طریق دیپلماسی زور پیگیری شود. علت هم این است که اسنپ‌بک تنها امتیاز و اهرم فشار اروپا در دنیایی است که این کشور‌های استعماری سابق و ناتوان امروز در دست دارند. آن‌ها سه راه پیش‌روی خود دارند: تنها اهرم را به ایران تحویل دهند و از آن استفاده نکنند (و نقششان تمام شود)؛ آن را تمدید کنند تا در طول زمان از این اهرم استفاده ببرند؛ یا یک بار برای همیشه از این ابزار استفاده کنند و آن را از دست بدهند؛ اما از آمریکا امتیازی دریافت نمایند. منطقی این است که تروئیکای اروپایی گزینه اول را کاملاً کنار بگذارد. گزینه دوم نیز صرفاً با تأیید یا فشار آمریکا ممکن است. گزینه سوم باقی می‌ماند که فعلاً در مسیر اجراست. با این توصیفات، مذاکرات بی‌نتیجه با اروپا و امتیاز دادن به آن‌ها در حد بازرسی آژانس نمی‌تواند جلوی اسنپ‌بک را بگیرد. پس کشور باید آماده مرحله بعدی باشد.

3- قبلاً توضیح داده شده که اسنپ‌بک در مسائل اصلی اقتصاد ایران اثر اساسی نداشته و ندارد. صادرات نفت ایران بیش از 2.7 میلیون بشکه است، ولو آمار رسمی عددی کمتر را نشان بدهد. همچنین خریدار اصلی یعنی چین، تحریم آمریکا را به جان خریده و نیازمند نفت ایران برای توازن در سبد‌های وارداتی خودش است. در حوزه ارزی و واردات هم فشار بیشتر از این نمی‌تواند بشود. آمریکا تا جایی که توانسته فشار آورده، مگر اینکه بخواهد مسیر دبی را ببندد و از بار روانی اسنپ‌بک استفاده دیگری بکند؛ امری که فارغ از تحریم‌های سازمان ملل است و به طرح واشنگتن برمی‌گردد.

4- در عرصه سیاسی و حقوقی اما تغییرات قابل توجهی رخ می‌دهد. گرچه دنیای امروز، دنیای کم‌اثری سازمان ملل و تضعیف حقوق بین‌الملل است، اما تلاش می‌کنند با بازنمایی فضایی خاص از تحریم‌ها در حوزه سلاح مانع‌تراشی حقوقی کنند. البته با توجه به جنگ 12روزه، بسیاری از آن کارکردها بی‌معناست.

5- این یک لحظه انتخاب و بیداری برای نظام حکمرانی است. اینکه توافق حقوقی-سیاسی (آن‌طور که برجام بود) نمی‌تواند چندان کارآمد باشد. آنچه در دنیای امروز کار می‌کند و احتمالاً پایداری بیشتری دارد، توافقی مبتنی بر اقتصاد سیاسی یا انتفاع سیاسی دوطرف است؛ توافقی همراه با قرارداد‌های واقعی روی زمین که معنا‌های استراتژیک و کلان داشته باشد. ایران در تمام سه دهه گذشته هیچ توافق واقعاً راهبردی با هیچ کشوری اعم از منطقه یا جهان نداشته است. توافق‌های حقوقی با چین و روسیه نیز ناکارآمدی خود را به رخ همگان کشانده‌اند. مشکل اینجاست که ایده‌ای ایجابی برای تولید معنا‌های گسترده و واقعی که به قرارداد‌های روی زمین منتهی شود، تولید نشده است. ما هیچ زمان با هیچ طرفی در دنیا مذاکره واقعاً راهبردی نداشته‌ایم. برای مثال، به چین نفت فروختیم اما حساب سرمایه خود در این کشور را به درستی تنظیم نکردیم یا قرارداد‌های دیگری در این زمینه نبستیم که در یک کلیت یکپارچه تبدیل به امری راهبردی و اتصال استراتژیک دو اقتصاد به هم بشود. درباره روسیه هم همین‌طور است. ما قبل از جنگ اوکراین به آن‌ها پهپاد دادیم و از آن‌ها تجهیزات پدافندی گرفته‌ایم، اما قرارداد‌های نفتی، گازی یا کریدوری ما با آن‌ها هیچ زمان واقعاً راهبردی نبوده که منتج به اتصال و وابستگی دوطرفه اقتصاد‌ها به هم بشود. همین وضعیت درباره عراق، که به گاز و برق ما نیازمند بوده و است هم وجود دارد.

6- آنچه ما را از این وضعیت بیرون می‌آورد، ایده‌ای ایجابی و طراحی واقعی است. مذاکره بی‌نتیجه با اروپا یا دست‌وپا زدن در پرونده‌های سطحی و سلبی مانند اسنپ‌بک تنها ما را محدود می‌سازد. باید از گل‌ولای مسائل روزمره خارج شویم و چشم‌اندازی برای آینده میان‌مدت بسازیم، وگرنه این گل‌ولای آن‌چنان ما را در خود فرو می‌برد که جز شکست و افزایش بحران‌ها چیزی عایدمان نمی‌شود. اشتباه دستگاه حکمرانی این است که می‌خواهد مسائل مختلفش را جدا از هم حل کند. اسنپ‌بک، ناترازی برق و گاز، افزایش نرخ ارز، احتمال جنگ و... را نمی‌توان جزءبه‌جزء حل کرد. باید راه‌حلی یکپارچه ساخت و همه را در یک زنجیره حل کرد. چنین راه‌حلی وجود دارد و البته باید با نظر مقامات مسئول و مذاکره واقعاً راهبردی پخته شود.

منبع: فرهیختگان

انتهای پیام/

واژه های کاربردی مرتبط
واژه های کاربردی مرتبط
پربیننده‌ترین اخبار رسانه ها
اخبار روز رسانه ها
آخرین خبرهای روز
تبلیغات
رازی
مادیران
شهر خبر
fownix
غارعلیصدر
پاکسان
طبیعت
میهن
گوشتیران
triboon
مدیران
تبلیغات